یاکریـم

اینجا از خودم می‌نویسم، تمام و کمال!

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دوستی» ثبت شده است

از گونه‌ی دیوارداران!

از گونه‌ی دیوارداران!

پنجشنبه, ۱۲ اسفند ۱۴۰۰، ۰۵:۵۸ ب.ظ

می‌خواهم رازی را فاش کنم: من در اطراف بدنم یک دیوار دارم که از جنس شیشه است و تقریباً نامرئی. از وقتی که یادم می‌آید، این پدیده را با خود داشته‌ام. بیراه نیست که دیگران حرف‌هایم را خوب و واضح نمی‌شنوند. آنها با دیدن این شیشه‌ی بلندبالا حساب کار را فهمیده‌اند: «نمیشه بهش نزدیک شد!» 

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۰۰ ، ۱۷:۵۸
علیرضا

دوست من، حسن

پنجشنبه, ۲۲ مهر ۱۴۰۰، ۰۸:۲۶ ب.ظ

چند شب پیش، حسن تماس گرفت و پرسید: «می‌آیی پیاده‌روی؟» برخلاف دفعات قبلی دعوتش را پذیرفتم. ثواب دارد!

ژاکت قرمزرنگی را پوشیدم که همان روز پدر برایم خریده بود. شلوار کتانی به پا کردم و موهای پرپشتم را هم شانه زدم. کلّی هم قربان‌صدقه‌ی خودم رفتم! امّا وقتی به یاد حسن افتادم و سرووضع عجیب‌وغریبش، اوقاتم تلخ شد. 

۱۹ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۰۰ ، ۲۰:۲۶
علیرضا
آخرین نظرات