عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته!

دیوار یا تکیه‌گاه آدم باید راست و محکم باشد و بدون ترک. البته اگر ترک آن جزیی باشد، می‌توان ازش چشم پوشید ولی وای اگر آنقدر گشاد باشد که تمام پهنای دیوار را بپوشاند! که در آن‌صورت، باید ترسید و چاره‌ای اندیشید.

ترک‌ها و شکاف‌های خطرناک دیوار را نباید دست کم گرفت. بعضی‌ها ساده‌لوحانه، آن‌را با ماست‌مالیدن فقط پنهان می‌کنند تا جلوی چشم نباشد؛ غافل از آنکه ترس و دلهره‌ی یک دیوار خراب ماست‌مالی‌شده، به مراتب بیشتر است از یک دیوار خراب ماست‌نمالیده و زخم‌پیدا؛ زیرا اوّلی، ناغافل فرو می‌ریزد، درست در لحظه‌ای که همه گمان می‌کردند سالم است؛ درحالیکه دوّمی، آهسته‌آهسته و پس از آنکه زخم‌های ترسناکش حسابی دهن باز کردند.

پس، در انتخاب دیوارهای زندگی‌مان دقت کنیم و به هرکس و ناکسی تکیه نزنیم. از دلبستن های آبکی دوری کنیم؛ از جمله دوستی‌ها و روابط گذرا که پایداری‌شان به مویی بند است و هرآن احتمال دارد که زنگ خطرشان بلند شود. در یک کلام، به هیچ آدم، موضوع یا رابطه‌ای که دیواری پر از شکاف عمیق دارد و قابل ترمیم هم نیست، تکیه نزنیم که اصلاً و ابداً تکیه‌گاه خوبی نیست.

پ‌ن: پس‌فردا امتحان نگارش داریم و «عاقل نکند تکیه به دیوار شکسته!» هم یکی از موضوعات مثل‌نویسی آن است.

علیرضا ۴ خرداد | ۳۴:۱۶ ۷۷۳ ۵ ۲
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
avatar Roham Gh
Roham Gh
۴ خرداد ۹۹، ۱۷:۱۱
احسنت کاملا درسته👌
علیرضا avatar
علیرضا
۴ خرداد ۹۹، ۱۷:۱۴
لطف داری برادر :)
avatar بنده خدا
بنده خدا
۵ خرداد ۹۹، ۰۴:۵۸
نه ... خوبه !
ترشی نخوری یه چیزی میشی 😅

حالا جدای از شوخی ماشاالله خوب نوشتی ، خداقوت
علیرضا avatar
علیرضا
۵ خرداد ۹۹، ۰۵:۱۷
خخخ بازم خوبه که یه چیزی میشم!

لطف داری آقا امین گل :))
avatar محمدحسین قربانی
محمدحسین قربانی
۹ خرداد ۹۹، ۲۱:۱۹
اینجوری که همه دارن از امتحان می‌نویسن آدم دلش میخاد بنویسه برای امتحان دادن دلش تنگ شده ولی نمیشه یعنی اصلا راه نداره آدم دلش برای این موجود روی مخ تنگ بشه
علیرضا avatar
علیرضا
۹ خرداد ۹۹، ۲۲:۳۴
اینکه شماهم از امتحان دادن بدتون میاد، برام جالبه! :)
البته خودتون هم بهتر میدونید، جدیداً سبک سؤالات تغییر کرده و به سمت مفهومی شدن پیش رفته. دیگه مثل قدیما از سؤالات تشریحی و چندخطی که مچ آدم رو ناکار میکردن، زیاد خبری نیست.

avatar میم مهاجر
میم مهاجر
۱۹ خرداد ۹۹، ۰۰:۱۱
سوره ی فجر آیات 6 به بعد چندتا مثاله از تکیه گاه هایی که انسان ها در طول تاریخ بهشون تکیه کردن و زمین خوردن... با زاویه دید همین پست بخونید شاید برداشت خاصی داشتید ازشون
علیرضا avatar
علیرضا
۱۹ خرداد ۹۹، ۱۱:۱۳
شاید با این دیدگاه بشه گفت که،
(با توجه به آیات سوره فجر)
صخره‌ها و سنگها و ستونها و کاخ‌ها و عمارتهایی که آدما در طول تاریخ به آنها تکیه میزدن و مست غرور میشدن،
گرچه ظاهرا ماست‌مالی بودند و پابرجا و برقرار و بدون هیچ ترک و شکافی،
گرچه توسط یک تمدن پیشرفته ساخته شده بودن (التی لم یخلق مثلها فی البلاد)،
امّا از اونجایی که خالی از روح ایمان بودن،
و در راه نادرست ازشان استفاده میشد،
یه ترکهای خطرناکی برداشته بودن که به چشم هیشکی جز مومنان راستین نمیومد.
این شدکه همون غافلان و جاهلانی که در سایه‌ی دیوار کبر و غرورشون لم زده بودن،
زمین خوردن و دیوار کبر و غرور و فساد بر سرشون آوار شد.
کِی؟
درست در لحظه ای که گمان نمیکردند (ان ربک لبالمرصاد، پروردگار تو یقینا در کمین است)
درست در لحظه ای که دیوار عظیم تمدنی خودشون رو بدون ترک و شکاف می پنداشتن.
شاید پیامبران هم به همین خاطر مبعوث شدن تا ترک ها و شکافهای پنهان آن تمدن‌ها را برملا کنند و هشدار بدهند.

نمیدونم تا چه حد درست گفتم! خدا کنه لفاظی و بازی با کلمات نکرده باشم.
حتماً شما هم در این زمینه بنویسید.
avatar میم مهاجر
میم مهاجر
۱۹ خرداد ۹۹، ۱۸:۴۵
من متخصص نیستم ولی با برداشت شما موافقم
+ این هشدار دادن در زیرمجموعه ی روش هدایتی پیامبران قراره می گیره و هدف بعثت و رسالت گسترده تر از این تک عنوانه
سعی کردم برداشتم رو همین جا بنویسم ولی خیلی گسترده و طولانی شد و البته یه جاهایی هم ارتباط بین مباحثی که به ذهنم می رسید ممکن بود گنگ به نظر برسه
یه پست طلبتون ان شاءالله
علیرضا avatar
علیرضا
۱۹ خرداد ۹۹، ۲۰:۵۹
+ بله دقیقاً، من متوجّه نشده بودم. هدف بعثت بزرگتره از این تک عنوان.
خیلی لطف می‌کنید، مشتاق خواندن آن هستم.