سؤالی از خانمهای محترم
شده یه وقتایی دلتون نخواد با هیچکس حرف بزنید؟ علامت و نشونههای این حالت چیه؟ انتظار دارید که دیگران چه واکنشهایی در این حالت به شما نشون بدن؟ با شما حرف بزنن، نزنن؟ نگاهتون بکنن، نکنن؟ دوست دارید درد دل کنید یا تو خودتون باشید؟ بعد این حالته چرا به وجود میاد و چقدر طول میکشه از بین بره؟
بعضی وقتا از دست رفتارهای خواهرم کلافه میشم واقعاً. نمیدونم از درونگراییه، از خاصیّت دخترانه بودنشه، یا حتّی مشکل از طرز رفتار منه. بعضی وقتا خیلی سرسنگین میشه، بعد من حرص میخورم. سعی میکنم باهاش سر حرفو باز کنم، فایده نداره. حتّی ممکنه با هم دعوا کنیم.
بعد اگه الان نتونم با این مسئله کنار بیام...
ولی این دلیل نمیشه که آقایان باتجربه هم نظرشون رو نگن.
اگه نوجوونه که باید بگم منم درکشون نمیکنم
دختر پسر هم نداره هرکدوم یه جوری غیرقابل ارتباطن
به نسل ما میگفتن گودزیلا ولی واقعا رفته رفته یه چیز عجیب غریبی میشن
و ۲۰ ثانیه بعدش گفتم بستنی می خوام و پتو رو رو سرم کشیدم🦕🍨🍦
اول از همه
کوچیکترا وقتی میخوان با کسی حرف نزنن خیلی سعی نکنید از زیر زبونشون حرف بکشید چون اون لحظه تخس میشن و نتیجه عکس میشه. من وقتی خواهرم ناراحته و میره تو خودش و سعی میکنم باهاش حرف بزنم که خالی بشه و یه سنگ صبور داشته باشه، اتفاق افتاده حتی منو از اتاق بیرون کرده😐😂😂 نهایتا شما باید با محبت و لحن خوب بهش بگین ببین ابجی من کنارت هستم هر وقت دلت خواست حرفاتو به کسی بزنی و درد و دل کنی بیا پیشم.
اینجوری خیلی خوب جواب میده! امتحان کردم. بذارین خودش بیاد سمتتون.
دوم اون سؤالی که از خانما پرسیدین
من به شخصه وقتی ناراحتم دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم و تا وقتی خودمم قصد ندارم با کسی درد و دل کنم دلم نمیخواد کسی باهام حرف بزنه یا به پر و پام بپیچه.
دلایلشم خیلی چیزا میتونه باشه. بیشتر وقتی خیلی درد عمیقی باشه اینطوری میشم. بقیه رو نمیدونم..
گفتن اون جمله خیلی مهمه.. بهش میگن معجزه ی عاطفه :)
بستگی داره! اگه احساس کنم کمک خواستن از بقیه فایده داره چرا که نه؟ ولی وقتی کمک نمیخوام از کسی یعنی حس میکنم کاری از دست کسی بر نمیاد
یجوری باش کنار میام :)
من شخصیت خودم رو گفتم. ممکنه خواهر شما به اقتضای سنش، بحران های نوجوونی این رفتارا رو نشون بده. اگه خودتون نمیتونید باهاش حرف بزنید به مادرتون بگید ازش بپرسه. چون دخترا با مامانا راحت ترن.
ولی بر اساس تجربه و مواردی که اطرافم دیدم حمایت گری عاطفی خیلی جواب میده. اگه سنش سن نوجوونیه ممکنه تغییر رفتارای بلوغ، دغدغه های عاطفی یا چنین چیزی باشه.
اگه خانواده در این شرایط نقش حامی براش داشته باشه بحرانها حل میشه بعد یه مدت
یعنی اگر کسی نمیتونه ارتباط خوبی با خواهرش بگیره، الزاما به این معنی نیست که نمیتونه با همسرش هم ارتباط خوبی بگیره
بر عکسش هم صدق میکنه
یعنی اگر شما ارتباط خوبی با خواهرت برقرار میکنی الزاما نمی تونی ارتباط خوبی هم با همسرت برقرار کنی
این تا اینجا قصه
:))))
حالا تقاضای منم شوخی بود بیشتر
به نظرم شما مشکل ارتباطی با جنس مخالف نداری
نیاز به اعتماد به نفس بیشتری داری
رابطه با همسر یا خواهر چیز پیچیده ای نیست
فرمول نمیخواد...
اگر به خودت اعتماد داشته باشی و خودت رو باور داشته باشی، حتی اگر نواقصی هم در ارتباط با همسر یا خواهر داشته باشی زود برطرف میشه
اما این حس رو از خودت دور کن که دائم خودت رو توی ارتباط متهم یا محکوم کنی
حتی طرف مقابلت رو هم دائم بخوای محکوم کنی و به خودت حق بدی بازم بلوغ ارتباطی نداری...
بقیه اش رو بگم؟
اگر قالیباف و جلیلی هر دو تا آخر موندن به کی رای میدی؟
:))))
گاهی باید رها کرد...
گاهی هم باید رفت سمت طرف حتی اگر به آدم پرخاش کنه...
و حتی گاهی باید دعوا راه انداخت... منظورم از دعوا بی ادبی کردن و دست بلند کردن نیست...
مثلا باید شاکی شد...
واقعا به شرایط بستگی داره
انسان با انسان فرق می کنه. اما دخترها یک ویژگی مشترک دارن. توی هر برهه ای از زندگیشون نیاز به توجه و نوازش دارن. می گن ناز یه دختر رو باید خرید. به خاطر اینکه ما روحیه لطیفی داریم. متوجه باش که اگر خواهرت نوجوونه روحیات حساس تری داره. تو باید با آرامش سمتش بری. بهش نشون بده دوستش داری و حواست بهش هست. حتی اگر دعواتون شد لطفا تو برای آشتی پیش قدم شو. ازش بخواه باهات صحبت کنه.به زور نه! با آرامش و صبوری، تو گویی موجودی وحشی را رام کنی!!. مسخره ش نکن. سعی کن حامیش باشی.
من رابطم با برادرم زیاد خوب نیست نوجوانی سختی هم داشتم. اما پدر دوست داشتنی دارم که محبتش رو ازم دریغ نمی کنه. زمانی که دلم نمی خواست صحبت کنم شده ساکت کنارم می نشست و منتظر می موند. یادت باشه دخترها صحبت کردن رو دوست دارن.مردها اینطوری نیستن. لااقل مردهایی که من تو زندگیم دیدم اهل برون ریزی نبودن.زن ها نیاز دارن بشنون و بگن.
یک چیز دیگه تو رابطه، لمس معجزه ست. لبخند معجزه ست. گاهی خواهرت رو بغل کن و قربون صدقه ش برو.
قبلا از یکی از اقواممون شنیده بودم که می گفت: زن ها مثل گل می مونن اگر حواست بهش نباشه، بهش نرسی، نازش نکنی پژمرده می شن.
من همین قدر می دونستم دوست عزیز.
امیدوارم رابطه ت با خواهرت خوب باشه.
خیلی از اقایونی که با مادر و خواهرشون درست رفتار نمیکنن به احتمال زیاد با همسرشون هم نمیتونن خوب رفتار کنن. حرف من یه نفر نیست حرف کلی مشاور هم هست.چون به هر حال رفتار با خانواده بی تاثیر نیست.
حالا الزاما نمیگیم رفتار با خواهر همون رفتار با همسره ولی یه اشتراکاتی دارن به هر حال و اونم اینه که هر دو زن هستن!
اولا به فکر ما باشید وقتی میخوایم اسمتون رو صدا بزنیم... هم تایپش طول میکشه و هم یه جمله هست :))
حرف من رفتار درست یا نادرست نبود
حرف از موفقیت یا عدم موفقیت در ارتباط بود...
چون ارتباط به روحیات ادمها هم برمیگرده، فارق از جنسیتشون...
اما رفتار درست یا نادرست یک مسئله اخلاقی هست
بدقلقتر از خواهر مهیار وجود نداره
یه دختر نوجوون و... بدقلق؟ و به شدت سخت ارتباط... پر از خشم و رفتارهای تند و شدیدا اهل عدم ابراز محبت. کاملا غیر اجتماعی و حتی گاها ضد اجتماعی
اما رابطه اش با مهیار عالیه و همه حرفاشون رو بهم میزنن
به نظرم اصلیترین راز موفقیت مهیار یه کلمه است: شوخی!
از در شوخی وارد شدن همیشه جواب میده. حتی اگه شوخی مسخره و آبکی هم از آب در بیاد وقتی از ته دل باشه بازهم به نظرم جوابه. مهیار لودگی میکنه برای خواهرش حتی. و اینطوری یخ رو میشکونه
به ریز جزئیات حرفهای خواهرش گوش میده. اهمیت میده. چطوری خواهرش رو وادار میکنه که حرفاش رو بهش برنه؟ خودش تمام حرفاش رو ماجراهای جالب هر روزش رو میاد به خواهرش میگه. یعنی اگه یه اتفاق جالبی تو محل کار مهیار بیفته شاید من باخبر نشم اما قطعا یقینا خواهرش میدونه. اینطورین دیگه...
پاسخ سوالتون به نظرم کاملا بستگی به شخصیت اون دختر خانم داره و اینکه معمولا چه خانم ها چه آقایون یه بازه هایی دلشون غار تنهایی شون رو میخواد و نمیخوان زیاد کسی دور و برشون باشه. حالشون بهتر بشه، خودشون کم کم میان بیرون.
اون جمله معجزه عاطفی که گفتن خیلی خوب بود.
اینجور وقتا در حد اینکه اون دختر بدونه شما نگرانش هستید و این پیام و از صحبت و رفتار شما بگیره که حال خوب و بدش واستون مهمه کافیه تا خودش در وقت مناسب بیاد و باهاتون صحبت بکنه.
اینکه بهش برسونید فلانی من متوجهم که الان روی مودت نیستی. اگر به کمکی نیاز داشتی من هستم.و مثلا یه کار کوچولویی که دوست داره رو براش انجام بدید. مثل خریدن یه خوراکی که خیلی علاقه داره. اینا سر نخ هستند برای شروع ارتباط
به خدا شوخیای که برادر با خواهرش میکنه یه رنگ و مزهی دیگهای داره. من یادمه یه وقتایی از دست شوخیاشون با خنده بغضم میگرفت ولی اثر خودش رو میذاشت.
من یادمه برادر اولم میرفتن برای خودشون خرید منم میبردن و میگفتن: خواهر میخوام برم لباس بخرم بیا نظر بده. اون خواهر گفتنشون و این شخصیتی که بهم میدادن خیلی توی نزدیک شدنم به برادرام تاثیر داشت.
من بهترین تفریحها رو با برادرام داشتم.
بدون اینکه بهشون بگم خوراکیای رو که دوست داشتم برام میخریدن، برادر دومم سرباز بود میومد مرخصی امکان نداشت بدون آلبالو خشک بیاد خونه.
موردی بخوام مثال بزنم خیلی زیاده ولی همینها باعث شده امروز اگر مشکلی داشته باشم شماره برادرام پین شده و اولین کسایی هستن که باهاشون درمیون میذارم.
خواهرتون نوجوونه الان وقتشه که اون ارتباطی که میتونه پاسخگوی یکسری از نیازهای عاطفیش باشه تا رسیدن زمان ازدواجش رو شما و پدرتون باهاش شکل بدین.
من هستم، هروقت دوست داشتی بیا با هم حرف بزنیم