سؤال هشتم

دو روز پیش خواندن کتاب از علم سکولار تا علم دینی را به پایان بردم. اکنون سه انتخاب دارم:

۱. مباحث این کتاب را خلاصه‌برداری کنم تا در ذهنم بیشتر ماندگار شود؛

۲. کتاب دیگری از این نویسنده بخوانم، با موضوع مشابه (تحلیلی از دیدگاه‌های فلسفی فیزیک‌دانان معاصر

۳. بروم سراغ کتاب دلخواهم که مدّت‌هاست انتظارش را می‌کشم‌ (عدل الهی).

نظر شما؟


‌پی‌نوشت: معرّفی سه کتاب مَشتی، به‌طور زیرپوستی. :))

علیرضا ۱۷ شهریور | ۳۴:۱۳ ۲۹۴ ۱۳ ۹
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
avatar .. میخک..
.. میخک..
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۳:۴۷
به ترتیب:
۱- خلاصه و نکته برداری برای در ذهن ماندن خودتون
۲- نوشتن خلاصه یا حداقل بخشی از کتاب در وبلاگ بازهم برای بهتر یاد گرفتن خودتون
۳- خواندن کتاب‌های دیگر این نویسنده
۴- خلاصه برداری از اون کتاب‌های دیگر
۵- بازهم نوشتن از اون کتاب‌های دیگر در وبلاگتون
۶- بقیه‌اش رو دیگه خود دانید😶
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۴:۱۹
این کتاب پنج شیش تا فصل داشت. من هر روز یه فصلش رو می‌خوندم و در گودریدز هم چند خط از محتوای اون فصل رو به‌زبان خودم می‌نوشتم. پس گزینه ۱ به‌طور ناقص انجام شده!
امّا در اینکه مطالبش رو توی یاکریم منتشر کنم یا نه، دودل هستم. چون مخاطبان اینجا عادت به نوشته‌های ادبی یا روزمره‌طور دارند و ممکنه با خوندن مطالب سنگین، زده بشن.
avatar لیلا هستم
لیلا هستم
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۴:۰۹
خلاصه برداری نه اما میتونی هایلایت کنی جمله های مهمش رو
و بعدش کتابی که مدت هاست انتظارش رو میکشی
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۴:۲۰
بله، هایلایت هم راه خوبیه. اما متاسفانه کتاب پی دی اف هست و نمی‌دونم هایلایت میشه یا نه.
avatar زهرا بیت سیاح
زهرا بیت سیاح
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۴:۴۴
می‌تونید هرچی و ذهنتون مونده و یادگرفتین رو به صورت صوتی ضبط کنین
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۹:۰۰
این هم فکر فوق‌العاده‌ایه.
avatar امیر  +
امیر +
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۴:۴۵
ما برای چی کتاب می‌خونیم؟
و برای چی می‌گن وقتی کتاب می‌خونیم خلاصه برداری کنیم؟
اگه خلاصه برداری نکنیم مصداق چه کاری هست؟
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۹:۰۰
هرکس واسه کتاب‌خوندن دلیل و منطقی داره. یکی کتاب می‌خونه برای سرگرمی و گذران وقت، یکی برای امتحان یا آزمون، یکی برای پیداکردن جواب سؤالش و یکی هم صرفاً برای اینکه اطلاعاتش رو ببره بالا‌.
خلاصه‌برداری کتاب مثل جویدن و هضم‌کردن غذاست. کتاب‌خوندن بدون تحلیل و مرور و خلاصه‌برداری جذب ذهن آدم نمی‌شه.
(درست گفتم؟)
avatar .. میخک..
.. میخک..
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۵:۲۲
خب هرکی میخواد نخونه جمع کنه از بیان بره :(
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۹:۰۰
پاسخ کاملاً منطقی و به دور از تعصّب!
avatar جودی!  --
جودی! --
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۵:۴۶
سلام.
فکر می کنم خلاصه نویسی هم به شدت زمان بر و گاها آزاردهندست هم عموما حق مطلب ادا نمیشه...
اون هم برای همچین کتاب پرباری:))
با نظر دوستان من باب هایلایت موافق ترم.
تو پی دی اف هم قسمتی برای هایلایت داره...اتفاقا هایلایت در پی دی اف رو سرچ کنید به منابع خوبی دسترسی پیدا می کنید.
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۹:۰۰
سلام
بله ممکنه حقّ مطلب کاملاً ادا نشه امّا اگه درصد بالایی از اون ادا بشه چی؟ مثلاً هشتاد درصد. انجامش بهتر از انجام‌ندادنش هست.
توصیه می‌کنم این کتاب رو توی برنامه‌تون بذارید. دیدگاهتون رو راجع به علم عوض می کنه. چیزهایی توشه که تو مدرسه بهمون نگفتند.
avatar جهانِ هیچ
جهانِ هیچ
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۶:۱۱
شما یک فصل از کتاب رو هم خلاصه کنید و یا هر چی که خواننده رو مشتاق کنه بره سمت کتاب و کلش رو بخونه هم خوبه.
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۹:۰۰
سلام. خوش آمدید.
کاملاً موافقم.
avatar یاس ارغوانی🌱
یاس ارغوانی🌱
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۷:۳۵
اهم خوب هرجور مایلید :)
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۹:۰۰
:)
avatar پیمان ‌‌
پیمان ‌‌
۱۷ شهریور ۰۰، ۱۹:۴۵
من توصیه می‌کنم یک کتاب در جهت مخالف این کتاب بخونی. وقتی یه کتاب رو تازه خوندی و مطالبش تو ذهنته، خوندن یه کتاب مخالف می‌تونه کمک‌کننده باشه.

من کتابی از گلشنی نخوندم و درست نمی‌شناسمش، ولی چون بچه‌های فیزیک شریف دوستانم بودن گاهی اسمش به میون اومده و هیچ وقت مثبت نبوده. نظراتش رو نادرست می‌دونستن. برای این توصیم بیشتره که اگه کتابی یا مطلبی در نقدش هست بخونی که خودت قضاوت کنی.
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۲۰:۲۱
سلام. حق با شماست. همیشه باید دیدگاه‌های مختلف رو در کنار هم سنجید تا عیار هرکدام مشخّص بشه.
تنها نقدی که بر کتاب «از علم سکولار تا علم دینی» یافتم، مقاله‌ای بود از آقای خسرو باقری. دریافتش کردم تا در اسرع وقت برم سراغش. البته یکی از شاگردان آقای گلشنی هم این نقد رو نقد کرده که اون رو هم گرفتم.
اگه نقدِ نقدِ نقد کتاب رو هم پیدا کنم، دیگه عالی میشه!
avatar امیر  +
امیر +
۱۷ شهریور ۰۰، ۲۰:۰۱
درست که بستگی به خودت داره که چی از کتاب خوندن می‌خوای و خب درسته انگار
پس فکر کنم جواب سوال مشخص شد.

مورد الف انجام نشه یعنی اینکه کتاب رو نخوندی و صرفا وقتت رو برای خوندن اون کتاب تلف کردی :)
علیرضا avatar
علیرضا
۱۷ شهریور ۰۰، ۲۰:۲۶
البته نه اینکه وقت آدم تلف شده باشه. بالاخره یه شبحی از مفاهیم اون کتاب در ذهن آدم هست و در هر صورت کتاب‌خواندن بر کتاب‌نخواندن ترجیح داره؛ حتی اگه حال و حوصله خلاصه‌نویسی رو نداشته باشیم. :)

+ البته یه چیزی یادم آمد. ما وقتی کتابی رو در یک موضوع می‌خونیم، احساس می کنیم که دیگه در اون موضوع همه‌چیزدان هستیم و خودمون رو بی‌نیاز از تحقیق بیشتر می‌دونیم و به این ترتیب، گرفتار تعصّب و جهل می‌شیم. پس شاید درستش این باشه که یا اصلاً کتاب نخونیم، یا اگه می‌خونیم، درست و حسابی بخونیم و مطالبش رو کاملاً حلّاجی کنیم.
avatar امیر  +
امیر +
۱۷ شهریور ۰۰، ۲۰:۲۹
شاید اگه ۳۰ درصد از اون مطالب کتاب رو یادت بمونه 🤔
avatar زری ...
زری ...
۱۸ شهریور ۰۰، ۰۶:۰۴
فرسته چیست ؟

خوشا به اخوالتون که شب میتونین دوچرخه سواری کنین :_____)
علیرضا avatar
علیرضا
۱۸ شهریور ۰۰، ۱۲:۲۶
فرسته یعنی آنچه فرستند، پُست، مطلب.

:)
صبح هم میشه دوچرخه‌سواری کرد. صبح مثل شب خلوته.
avatar میم مهاجر
میم مهاجر
۱۸ شهریور ۰۰، ۰۷:۵۱
سلام
به نظرم اول کتاب دوم نویسنده رو بخونید
بعد برگردید کتاب اول رو خلاصه کنید
من معتقدم خلاصه‌نویسی‌ای که با یه فاصله زمانی نسبتا کوتاه انجام بشه بهتره تا اینکه بلافاصله بعد از دور اول مطالعه بریم سراغ خلاصه نویسی
علیرضا avatar
علیرضا
۱۸ شهریور ۰۰، ۱۲:۲۶
سلام
تنها مشکل اینه که کتاب دوم سنگین‌تره و حجمش هم بیشتره.