سؤال هشتم
دو روز پیش خواندن کتاب از علم سکولار تا علم دینی را به پایان بردم. اکنون سه انتخاب دارم:
۱. مباحث این کتاب را خلاصهبرداری کنم تا در ذهنم بیشتر ماندگار شود؛
۲. کتاب دیگری از این نویسنده بخوانم، با موضوع مشابه (تحلیلی از دیدگاههای فلسفی فیزیکدانان معاصر)؛
۳. بروم سراغ کتاب دلخواهم که مدّتهاست انتظارش را میکشم (عدل الهی).
نظر شما؟
پینوشت: معرّفی سه کتاب مَشتی، بهطور زیرپوستی. :))
- فرستهی قبلی: راههای آسمان شب را از یاد بردهام
۱- خلاصه و نکته برداری برای در ذهن ماندن خودتون
۲- نوشتن خلاصه یا حداقل بخشی از کتاب در وبلاگ بازهم برای بهتر یاد گرفتن خودتون
۳- خواندن کتابهای دیگر این نویسنده
۴- خلاصه برداری از اون کتابهای دیگر
۵- بازهم نوشتن از اون کتابهای دیگر در وبلاگتون
۶- بقیهاش رو دیگه خود دانید😶
و بعدش کتابی که مدت هاست انتظارش رو میکشی
و برای چی میگن وقتی کتاب میخونیم خلاصه برداری کنیم؟
اگه خلاصه برداری نکنیم مصداق چه کاری هست؟
فکر می کنم خلاصه نویسی هم به شدت زمان بر و گاها آزاردهندست هم عموما حق مطلب ادا نمیشه...
اون هم برای همچین کتاب پرباری:))
با نظر دوستان من باب هایلایت موافق ترم.
تو پی دی اف هم قسمتی برای هایلایت داره...اتفاقا هایلایت در پی دی اف رو سرچ کنید به منابع خوبی دسترسی پیدا می کنید.
من کتابی از گلشنی نخوندم و درست نمیشناسمش، ولی چون بچههای فیزیک شریف دوستانم بودن گاهی اسمش به میون اومده و هیچ وقت مثبت نبوده. نظراتش رو نادرست میدونستن. برای این توصیم بیشتره که اگه کتابی یا مطلبی در نقدش هست بخونی که خودت قضاوت کنی.
پس فکر کنم جواب سوال مشخص شد.
مورد الف انجام نشه یعنی اینکه کتاب رو نخوندی و صرفا وقتت رو برای خوندن اون کتاب تلف کردی :)
خوشا به اخوالتون که شب میتونین دوچرخه سواری کنین :_____)
به نظرم اول کتاب دوم نویسنده رو بخونید
بعد برگردید کتاب اول رو خلاصه کنید
من معتقدم خلاصهنویسیای که با یه فاصله زمانی نسبتا کوتاه انجام بشه بهتره تا اینکه بلافاصله بعد از دور اول مطالعه بریم سراغ خلاصه نویسی