یاکریـم

خودت پاکش کن، خاکش کن...

یاکریـم

خودت پاکش کن، خاکش کن...

سام علیکم!

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید» ثبت شده است

سلام آقا پژمان! حال شما خوب است؟ من تا همین امروز بعد از ظهر شما را نمی‌شناختم. نمی‌دانستم که دیروز در مسجد مرودشت، به شدت مجروح بودید و باید به درمانگاه می‌رفتید اما راهتان را بسته بودند. جرمتان این بود که بسیجی بودید و پیرو ولایت.

از شما چه پنهان،‌ تاندون دست راست من هم یک ماه پیش بدجور زخم شد. یک آن حواسم نبود و با کارد میوه‌خوری تکه‌ای از پشت دستم را پراندم. بعدش خون مثل چشمه‌ای سرخ از آن می‌جوشید. منتظر بودم که لحظاتی بعد آخرین قطره خونم بریزد روی قالی و با صورت بخورم زمین!

الان بعد از یک ماه مراقبت و پانسمان، به لطف خدا دستم دارد بهبود می‌یابد. وقتی نگاهش میکنی، پوست نازک صورتی‌رنگی روی شکاف زخم درست شده که شیارهای باقیمانده از نخ بخیه را میتوان در زیر آن دید.

  • علیرضا
بایگانی
آخرین نظرات