یاکریـم

اسم یه پرنده، صدازدن خدا:)

یاکریـم

اسم یه پرنده، صدازدن خدا:)

من یک معلّم هستم

شنبه, ۱۱ آذر ۱۴۰۲، ۰۸:۳۹ ب.ظ

می‌خواهم یک اعتراف کوچک بکنم: من هیچوقت دوست نداشتم معلّم بشوم، چون می‌ترسیدم. از ایستادن جلوی بقیه می‌ترسیدم. از اینکه مبادا صدایم بلرزد یا چیزی را اشتباه بگویم. من از کارهای تنهایی و فردی بیشتر خوشم می‌آمد تا شغل‌هایی که نیازمند توجّه و تعامل است. امّا قانون نانوشته‌ای در دنیا هست که از هرچه بگریزی، در نهایت به آن باز خواهی گشت. من از میان تمام چیزی شدن‌ها، «آموزگار» شدم. حالا هرچند ترس‌هایم سر جای خودش هست امّا در کنارش ایمان هم اضافه شده، ایمانی که به خودم و توانایی‌هایم دارم. من بر این باورم که معلّم واقعی همیشه در پی آموختن است، حتّی هنگام تدریس!

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۰۲/۰۹/۱۱

نظرات  (۸)

درباره فرسته پیشین: به مادربزرگم زنگ زدم و حالش را پرسیدم.
موفق باشید. سلامت باشن مادربزرگتون
فرسته؟
پاسخ:
فرسته یعنی آنچه می‌فرستند 😅
مطلب و پست هم میشه گفت.
منم دوست نداشتم معلم بشم ولی توفیق اجباری شد!
این جمله رو خیلی قبول دارم و تجربه اش کردم :« من بر این باورم که معلّم واقعی همیشه در پی آموختن است، حتّی هنگام تدریس!»... زاویه دید متفاوت بچه ها گاهی خیلی جالبه:)... هر چقدر بلد باشی بازم چیزای جدیدی هست...
موفق باشید.
پاسخ:
به نکته خوبی اشاره کردین!
آفرین👏
پاسخ:
متشکّرم.
آهان درسته👌🏻جالب بود
پاسخ:
سپاس.
۱۲ آذر ۰۲ ، ۰۰:۰۴ یاس ارغوانی🌱
منم ب اینکه مشتاق حضور در اجتماع بودم ولی خیلی میترسیدم از نتونستن حرفی برای گفتن داشتن از نتونستن برای برقراری با دیگران ولی دیدم که تونستم. گاهی اون نادازه که لازمه خودمون رو نمیشناسیم.
پاسخ:
آره، گاهی باید به خودمون فرصت امتحان کردن بدیم. قابلیت های ناشناخته ای در وجود هرکدام از ما هست.
۱۲ آذر ۰۲ ، ۱۹:۳۴ هیپنو تیک
وای من توی یاد دادن به بقیه افتزاحم و همیشه به کسایی که توانایی تدریس دارن حسودیم میشه🥲
پاسخ:
تدریس که توانایی مادرزادی نیست، میشه با تمرین و تلاش به دست آورد:)
+ افتضاح 
۱۲ آذر ۰۲ ، ۲۰:۴۴ ⫷ ـ؋ـهیمه ⫸ ♪
منم نمیخواستم ولی شدم
شاید حکمتی ست....
پاسخ:
قطعاً.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی