یاکریـم

(تنها شعبه رسمی من)

یاکریـم

(تنها شعبه رسمی من)

یاکریـم

اسم من علیرضاست، ولی می توانید «یاکریم» صدایم کنید!
+ معلّم ابتدایی از سال ۱۴۰۴
+ وبلاگ نویس از روز ازل

بایگانی
آخرین نظرات

شعرگردانی، نگارش ۱، ص۵۵

پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۸، ۰۱:۴۹ ب.ظ

ایستاده ام،

      ایستاده ای،

            ایستاده ایم،

                        جنگلیم؛

           تن به صندلی شدن نداده ایم.    

غلامرضا بکتاش.

 

۰ تیشه های وحشی و دندان تیز به درختان بی دفاع هجوم می آورند تا تن آنها را تخته کنند و با آن، میز و صندلی و در و پنجره بسازند. بی انصاف ها، به هیچ صغیر و کبیری رحم نمی کنند. بیشتر درختان، ناامید از زندگی، تسلیم جفای تیشه می گردند و نقش بر زمین. برعکس، در گوشه و کنار جنگل، هستند درختانی غیور و بی ادعا که محکم ایستاده اند و تن به صندلی شدن نداده اند. اگر سایه ی این درختان را از سر جنگل برداریم، فاتحه ی جنگل را باید بخوانیم. پس، در زندگی مان درختانی باشیم که صبور و استوار می ایستند و به جنگل بقا می دهند.

 

  • علیرضا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی