بابا اونا ما رو آدم حساب نمیکنن که :))
دیگه عالم و آدم میدونن که خواهران محترم دانشگاه فرهنگیان به کمتر از مهندس و پزشک راضی نمیشن برای ازدواج. نمیدونم چه ویژگی منحصر به فردی در خودشون دیدن که به این نتیجه رسیدن... ولی خب به محض ورود به مدرسه سرشون به سنگ میخوره و میفهمن که شوهر همکار داشتن خیلی هم بد نیست :))
حالا این شوخی بود، ولی شما باشید با آقا یا خانوم دانشجومعلّم/معلّم/کارمند ازدواج میکنید یا خیر؟ چرا و با تشکر.
- عنوان: برگرفته از گفت و گوی دو دانشجومعلّم آقا پسر!
یادمه زمان دانشجویی یکی از بچه ها میگفت به شرطی با معلم ازدواج میکنم که شغل دوم داشته باشه:/... کسانیکه پول براشون جزء اولویت های اول هست معلم انتخاب نمیکنن! بعید میدونم دلیل دیگه ای باشه!
اتفاقاً من و خواهرم هر دو معلمیم و میگیم چه خوبه که بتونیم با معلم ازدواج کنیم.
(و در ادامه میگم چه خوبه که معلم کلاس اول باشه!) چون یه مرد بتونه با کلاس اولی ها تعامل خوبی داشته باشه به احتمال زیاد روحیه خوبی داره و در کل برام جالبه!... به نظرم با یه معلم بیشتر میتونیم هم فکر باشیم و درک متقابل بیشتره... اوقات بیکاری متناسب هست و ....
به نظرم کافیه دیگه... انشا شد!:)))
به خودتون افتخار کنید که معلمید. ان شاءالله شخصی رو پیدا کنید که هم به شغلتون هم به خودتون افتخار کنه.
و باید به عنوان یه دانشجومعلم حی و حاضر بگم ازدواج مثل من و مهیار نه تنها مثال نقض نیست که خیلی هم رو بورس و محبوبه از اون طرف حتی یه نفر که با پزشک ازدواج کرده باشه ندیدم. کارمند بانک چرا، این خیلی پز داره :))) از نچ تا آرنج پر النگو میکنن :)))))) بیشترین تعداد اما ازدواج با معلمه. دوست دارن کسی همجنس خودشون همسرشون شه
ولی پزشک یا پیش نمیاد یا خیلی مورد پسند نیست. قشر مذهبی که کلا با محیط کادر درمان دلش صاف نمیشه و به سختی میپذیره. کسی که خودش تو محیط پاستوریزه بوده دلش میخواد همسرش هم تو محیط ناسالم کار نکنه زیاد. از اون طرف فک کنم آقایون پزشک کمتر سمت دانشجو معلم میان
اما وقتی فارغ التحصیل شدن
ازدواج خانم معلم با آقای پزشک و شغلهای توپ فراوون دیدم. درواقع محیط دانشگاه فرهنگیانه که همه زود ازدواج میکنن، وگرنه اگه صبر کنن موقعیتهای بعدش خیلی بیشتر و بهتره.
البته که ازدواج بین دانشجومعلمها باوجود اینکه دخترا خیلی خیلی دوست دارن ولی کم رخ میده، اکثرا در طول آشنایی/دوستی به بمبست میرسن و جدا میشن. دلیلش؟
۱_ پسرهای این سنی ۹۹ درصد بچهننه هستن. بگیر نیستن. مسئولیت پذیر نیستن. نیاز به ازدواجشون خیلی بالاستها ولی وقتی پای پذیرفتن مسئولیت و تعهد میاد وسط در میرن. میزنن زیرش.
۲_ خانوادهها بخاطر سن مخالفت میکنن. سن ازدواج بالا رفته. خیلی از والدین دخترها میگن چه خبرته بالای ۲۵ تازه خواستگار راه میدیم. دیگه پسرها که دیگه بدتر. نه خانواده خودشون حمایتشان میکنه نه خانواده دختر میتونن به پسر این سنی اعتماد کنن و دختر دستش بدن
۳_ شرایط مالی. هرکس دوتا فیلتر قبلی رو رد کرد میرسه به پول. که خب الحق مهمه. درسته که با حقوق زن و مرد باهم میشه زندگی رو با قناعت چرخوند، اما خب شوهری که برای خرج روزمره و حداقلی زندگی محتاج زنشه هیچ حس اقتداری به همسرش منتقل نمیکنه. شغل دوم یا مهارتی که بشه باهاش شغل دوم جور کرد درستش میکنه. خانواده حامی هم میتونه اوکی کنه این موضوع رو.
من خانم معلم که با آقای معلم ازدواج کرده باشن دیدم، اما تمام اون آقامعلمها در کنار شغل شریف معلمی مهندس هستن و درآمد عالی دارن از مهندسیاشون
اگه شغل دوم جور نکنید احتمال اینکه همسر خانم معلم پیدا کنید خییییلیییییییییی کمه. باز دانشجومعلم داغه هنوز ممکنه قبول کنه :)
خیلی مطلب درست و جدیه