وبلاگ‌نویس‌ها وجود خارجی ندارند!

سنگ‌بنای وبلاگ‌ها چیست؟ کلمه. وبلاگ‌نویس‌ها چگونه با هم تعامل می‌کنند؟ با نوشتن. آن‌ها لباس‌هایی از جنس خیال می‌پوشند و در کوچه‌های کلمات، با هم دیدار می‌کنند. در گوشه‌ای دل‌انگیز از مغزشان، برای دوست‌های مجازی صندلی می‌گذارند و با چند لیوان تخیّل داغ، از او پذیرایی می‌کنند.

آن‌ها از پیش می‌دانند که طرف مقابل هم مثل خودشان یک انسان است امّا از کجا معلوم؟ شاید هم یک مفهوم یا یک کلمه باشد!

من که اکنون، مهمانِ ذهن شلوغ‌ و جارونکشیده‌ی شما هستم؛ چه تفاوتی دارم با اشیای دیگری که در ذهن شماست؟ چه فرق است میان من و خیال ناهاری که خواهید خورد؟ من و آن تکالیفی که باید برای مدرسه یا دانشگاه انجام بدهید ولی هفته‌هاست دارند خاک می‌خورند، چه تفاوتی با هم داریم؟ نکند من هم ساخته و پرداخته‌ی ذهن شما باشم؟ افسوس! خواهش می‌کنم مرا نکُشید!

علیرضا ۹ دی | ۳۵:۱۲ ۲۲۲ ۱۰ ۶
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
avatar .. میخک..
.. میخک..
۹ دی ۰۰، ۱۲:۳۷
بستگی به تعریفمون از «شخص» داره
علیرضا avatar
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۲:۳۹
و تعریف شما؟
avatar .. میخک..
.. میخک..
۹ دی ۰۰، ۱۲:۴۰
بلید رانر رو دیدین؟
علیرضا avatar
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۲:۴۱
خیر
avatar علیرضا
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۲:۵۲
عه! نظرتون حذف شد که! مگه میشه؟
avatar .. میخک..
.. میخک..
۹ دی ۰۰، ۱۲:۵۳
یه مفهوم یا یه کلمه هم میتونه تو تعریف من شخص باشه
تعامل چیزیه که واقعی‌ترش میکنه اما حتی تعامل هم ضروری نیست. شخصیتهای توی داستانها هم واقعی‌ان
جنبه‌هایی از شما و از کلمات و نوشته‌های شما هست که از ذهن من خارجه
از تصورات و تخیلات من
این کاملا ثابت میکنه شما یه شخص خارجی هستین
علیرضا avatar
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۳:۰۰
درسته، اون جنبه های حقیقی در طرف مقابل، ثابت می‌کنه که ایشون وجود داره و یه حقیقته.
نکته‌ی تلخ اینجاست که وقتی در جایی غیر از وبلاگ، مثلاً توی خیابون یا موقع تماس تلفنی، اون شخص رو می‌بینیم یا باهاش ارتباط می‌گیریم، تمام تصورات قبلی‌مون از بین می‌ره! و شاید پیش خودمون بگیم که این هم مثل بقیه یه انسان رومخ و معمولیه!
درواقع میخواستم مطلبم رو با این نتیجه‌گیری به پایان ببرم که نشد. :/
avatar .. میخک..
.. میخک..
۹ دی ۰۰، ۱۲:۵۵
@علیرضا
چون نخونده بودین هنوز شد :")
علیرضا avatar
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۳:۰۱
بیان هم چه قابلیت‌های ناشناخته‌ای داره و نمی‌دونستیم. :)
avatar .. میخک..
.. میخک..
۹ دی ۰۰، ۱۳:۰۳
آدم معمولی نداریم به نظرم
یعنی چی معمولی اصلا؟

موقع مواجه شدن با تمامیت شخصی که قبلا فقط بخشی‌اش رو میشناختی. طبیعیه که ذهنیت‌ها بهم بریزه. توی بیان که اشخاص گزینشی‌تر عمل میکنن دیگه بدتر
ولی لزوما نتیجه بد نخواهد بود
علیرضا avatar
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۳:۱۵
آدم معمولی یعنی آدمهای اطرافمون با تمام بدی‌ها و خوبی‌هاشون.

مشکل اینه که گاهی دچار اشتباه میشیم و اون شناخت محدودمون رو از طرف مجازی، یه شناخت کامل به حساب میاریم. براتون پیش اومده که با یه وبلاگنویس معاشرت عمیقتری داشته باشید (مثلاً در واتساپ) و بعدش یه صفاتی از اون کشف کنید که نمیدونستید؟
avatar .. میخک..
.. میخک..
۹ دی ۰۰، ۱۳:۲۲
آدم‌های اطرافمون معمولی‌ان؟ :")
اتفاقا عجیبترین آدم‌های دنیا نزدیک‌ترین‌ها به ما هستن. چون قشنگ و دقیق میشناسیمشون و تمام ویژگی‌های منحصر به فردشون رو می‌بینم و تفاوت‌هاشون رو درک می‌کنیم


بله خب
تصورم طبیعتا تغییر کرده تاحدود زیادی
گاهی بهتر شده و گاهی بهتر
گاهی صمیمیتمون صدبرابر شده و گاهی کلا بلاک :/
علیرضا avatar
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۳:۳۳
شاید هم بستگی به محیط زندگی داره! مثلاً آدمهای اطراف شما معمولی باشن و اطراف بنده غیرمعمولی.
اتفاقاً همین شناخت بیشتر باعث میشه که تمام لایه های شخصیتی شون درک کنیم و اونها رو یه فرد خاکستری بدونیم، مثل هر انسان دیگه ای. ولی مثلاً خود من انتظار دارم که وبلاگ‌نویسها کارهای عجیب و غریب بکنن! دائماً متنهای ادبی بنویسن، دائماً خیالبافی کنند.
avatar آسـِ مون
آسـِ مون
۹ دی ۰۰، ۱۳:۴۵
خیلی از وبلاگنویس ها نتیجه عمیق ترین فکر ها و احساساتشون رو فقط مینویسند.
هیچوقت از تزلزل ها پریشانیا و ضعف های کمر شکنشون نمی نویسن..
نتیجه این میشه که که از مطالبش در طی سااالها
تصور میکنیم عارف واصل نباشه عارف قریب به وصل قطعا هست:دی
علیرضا avatar
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۴:۰۵
اینطور به‌نظر میام یعنی؟ :)))
avatar آسـِ مون
آسـِ مون
۹ دی ۰۰، ۱۵:۴۰
یعنی هر جوابی رو انتظار داشتم الا این🙂🚬
علیرضا avatar
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۸:۳۸
خیلی انسان صادقی هستم. :)))
avatar آسـِ مون
آسـِ مون
۹ دی ۰۰، ۱۵:۵۳
ولی حالا که دلتون خواسته:) از همین تریبون دعا میکنیم عارف واصل بشید انشاالله🤲
البته اگر نیستید!
والا چه میدونیم ما!
علیرضا avatar
علیرضا
۹ دی ۰۰، ۱۸:۳۸
بنده هم برای شما همین دعا رو می‌کنم!