وبلاگنویسها وجود خارجی ندارند!
سنگبنای وبلاگها چیست؟ کلمه. وبلاگنویسها چگونه با هم تعامل میکنند؟ با نوشتن. آنها لباسهایی از جنس خیال میپوشند و در کوچههای کلمات، با هم دیدار میکنند. در گوشهای دلانگیز از مغزشان، برای دوستهای مجازی صندلی میگذارند و با چند لیوان تخیّل داغ، از او پذیرایی میکنند.
آنها از پیش میدانند که طرف مقابل هم مثل خودشان یک انسان است امّا از کجا معلوم؟ شاید هم یک مفهوم یا یک کلمه باشد!
من که اکنون، مهمانِ ذهن شلوغ و جارونکشیدهی شما هستم؛ چه تفاوتی دارم با اشیای دیگری که در ذهن شماست؟ چه فرق است میان من و خیال ناهاری که خواهید خورد؟ من و آن تکالیفی که باید برای مدرسه یا دانشگاه انجام بدهید ولی هفتههاست دارند خاک میخورند، چه تفاوتی با هم داریم؟ نکند من هم ساخته و پرداختهی ذهن شما باشم؟ افسوس! خواهش میکنم مرا نکُشید!
تعامل چیزیه که واقعیترش میکنه اما حتی تعامل هم ضروری نیست. شخصیتهای توی داستانها هم واقعیان
جنبههایی از شما و از کلمات و نوشتههای شما هست که از ذهن من خارجه
از تصورات و تخیلات من
این کاملا ثابت میکنه شما یه شخص خارجی هستین
چون نخونده بودین هنوز شد :")
یعنی چی معمولی اصلا؟
موقع مواجه شدن با تمامیت شخصی که قبلا فقط بخشیاش رو میشناختی. طبیعیه که ذهنیتها بهم بریزه. توی بیان که اشخاص گزینشیتر عمل میکنن دیگه بدتر
ولی لزوما نتیجه بد نخواهد بود
اتفاقا عجیبترین آدمهای دنیا نزدیکترینها به ما هستن. چون قشنگ و دقیق میشناسیمشون و تمام ویژگیهای منحصر به فردشون رو میبینم و تفاوتهاشون رو درک میکنیم
بله خب
تصورم طبیعتا تغییر کرده تاحدود زیادی
گاهی بهتر شده و گاهی بهتر
گاهی صمیمیتمون صدبرابر شده و گاهی کلا بلاک :/
هیچوقت از تزلزل ها پریشانیا و ضعف های کمر شکنشون نمی نویسن..
نتیجه این میشه که که از مطالبش در طی سااالها
تصور میکنیم عارف واصل نباشه عارف قریب به وصل قطعا هست:دی
البته اگر نیستید!
والا چه میدونیم ما!